خرید بک لینک

درباره سایت

I am Harry potter

امکانات وب

وقتی به هوش اومدم تو بهداری بودم و خانم پامفری بالا سرم بود.به زور سرم رو چرخوندم که اون طرفم رو ببینم.دیدم البوس داره گریه میکنه و رزی هم داره بهش دلداری میده.پرسیدم چی شده؟چرا دارین گریه میکنین.من چمه؟ چیزیم نیست.نیست.نیست دیگه؟ با این حرفم گریه البوس بیشتر شد.رزی هم بغضش ترکید.اونور پرفسور مک گونگال هم بود.به خانم پامفری گفتم:(من چه مه؟) گفت نمیدونم چطور بگم خانم مرلین اما انگار شما............. فقط یه شکستگی ساده ندارید.جواب دادم:(خب؟) گفت:(بیماری شما یه نوع نادر از سرطانه.با ازمایشات نشون داده شده خیلی هم پیشرفت کرده و فقط .....ِ پریدن وسط حرفش:(یعنی چی؟مگه من چند روز اینجا بودم که ازم ازمایش گرفتین و جوابش هم اومده؟)البوس با هق هقش گفت:یه هفته ای.....میشه._خب حالا این بیماری من چیه که انقد گریه میکنین؟ گفت:(مغز استخوان.) گفتم:(چییییییی یعنی من میمیرم.) البوس گفت:(ساکت شو امیلی.زبونتو گاز بگیر.) گفتم تروخدا چیزی رو ازم پنهون نکنین.من میمیرم؟مامانم میدونه؟خانم پامفری گفت:احتمالش هست.شما حدودا 3 ماه وقت دارید.تو این مدت باید از تمامی دانش اموزان همسن شما که گروه خونیشون به شما میخوره و مادرتون خون بگیریم.تا ببینیم کدوم نمونه به شما میخوره.گفتم:هاگوارتز چی؟یعنی من برمیگردم خونه؟درسا چی؟ خانن مک گونگال ادامه داد:از اونجایی که شما دانش اموز نمونه ای هستی و سال اولی هستید.میتونین حدود دوماه رو بمونین اما از وقتی درد هاتون شروع بشه.باید درس رو کنسل کنید.میتونید تو بهداری بستری بشید یا به خوته برگردید کدومو انتخاب میکنی؟ _هاگوارتز _باشه.ولی باید کوییدچ رو کنار بزارید _اخه کوییدچ چرا؟ -چون بازم احتمال بیهوش شدنتون وجود داره و این امکان هست که در هوا بیهوش بشید و از روی جاروی پرنده بیوفتید.-یعینی هرجا ممکنه از حال برم؟ _بله.امروز رو استراحت کنید و فردا و پس فردا هم که اخر هفتست میتونید استراحت کنید.اما از شنبه کلاس هارو باید برید. _چشم خانم مک گوگال.چشم خانم پامفری . ممنون

برچسب: نویسنده: کیانوش حبیبی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:45

صفحه بندی